close
تبلیغات در اینترنت
حقايق شگفت انگيزي درباره اعتياد
loading...

روانشناسی و فرهنگی

حقايق شگفت انگيزي درباره اعتياد هر روز عدّه زيادي از مردم، به اراده خود، اعتيادشان را ترک مي کنند. البته اين تصميم گيري يک شبه اتفاق نمي افتد. موفقيت در ترک اعتياد هنگامي صورت مي گيرد که فرد تشخيص دهد که اعتياد با يک چيز داراي ارزش براي او تداخل دارد و نيز به خود اعتماد پيدا کند که مي تواند تغيير کند. تغيير کردن، کاملاً طبيعي است. بدون شک، رفتار خود شما نيز در بسياري از جنبه هاي زندگي با رفتار دوران نوجواني تان متفاوت است. به همين ترتيب، از اين به بعد نيز شما در طول زمان خواهيد توانست بر مشکلات…

حقايق شگفت انگيزي درباره اعتياد

حقايق شگفت انگيزي درباره اعتياد

هر روز عدّه زيادي از مردم، به اراده خود، اعتيادشان را ترک مي کنند. البته اين تصميم گيري يک شبه اتفاق نمي افتد. موفقيت در ترک اعتياد هنگامي صورت مي گيرد که فرد تشخيص دهد که اعتياد با يک چيز داراي ارزش براي او تداخل دارد و نيز به خود اعتماد پيدا کند که مي تواند تغيير کند.

تغيير کردن، کاملاً طبيعي است. بدون شک، رفتار خود شما نيز در بسياري از جنبه هاي زندگي با رفتار دوران نوجواني تان متفاوت است. به همين ترتيب، از اين به بعد نيز شما در طول زمان خواهيد توانست بر مشکلات رفتاري خود غلبه کنيد و برخي رفتارهاي خاص خود رابهبود ببخشيد. ما با وجودي که به تغيير يافتن اعتقاد داريم امّا بنا به دلايلي، اعتياد را از اين امر مستثني مي کنيم. ما معمولاً به اعتياد به صورت پديده اي که فرد را در بند يک الگوي رفتاري غيرقابل اجتناب قرار مي دهد مي نگريم. علم اعصاب نيز اعتياد را به عنوان يک بيماري مغزي تقريباً ماندگار و هميشگي در نظر مي گيرد. صرفنظر از اين که چند سال پيش دوست شما آخرين جرعه مشروبش را نوشيده باشد، هنوز به عنوان يک فرد الکلي در نظر گرفته مي شود. واژه معتاد بيانگر هويتي است که هيچگونه تغييري را نمي پذيرد. گويي فرض بر اين است که فرد معتاد نمي تواند تغيير کند يا تغيير نخواهد کرد.

امّا اين تفکر اشتباه درباره اعتياد با واقعيت تطبيق ندارد. تعداد کساني که بر اعتيادشان غلبه مي کنند بيش از کساني است که بر اعتيادشان باقي مي مانند. و اکثر آن ها نيز اين کار را بدون برنامه درماني خاصي انجام مي دهند. ترک اعتياد ممکن است به چندبار سعي نياز داشته باشد و فرد ممکن است نتواند اعتياد خود به سيگار، مشروب يا مواد مخدر را يکجا ترک کند امّا به تدريج و نهايتاً خواهد توانست خود را از وابستگي به آن ها برهاند.

رها کردن اين عادت ها مستلزم تغيير شگرفي است امّا اين تغيير لزومي ندارد که به نحو عجيب و غريبي صورت پذيرد. در زمينه ترک اعتياد، درمان موفقيت آميز، مسئوليت تغيير را بر عهده خود فرد مي گذارد و مي پذيرد که رويدادهاي مثبت در قلمروهاي ديگر مي تواند آغاز بخش اين تغيير باشد.

تجربه بازگشت سربازان آمريکايي از جنگ ويتنام را در نظر بگيريد. اعتياد و مصرف هروئين در بين آنان به طور گسترده اي رواج داشت. امّا در 90 درصد موارد، سربازان پس از رهايي از فشارهاي مناطق جنگي، اعتياد خود را کنار گذاشتند. اين امر ثابت مي کند که اعتياد به مواد مخدر، فقط به اين مربوط است که ما در کجاي زندگي خود قرار داريم.

البته غلبه بر اعتياد براي اين افراد به سادگي بازگشت با هواپيما از آسيا به آمريکا نبوده است. اغلب سربازان به هنگام بازگشت، زندگي کاملاً متفاوتي را تجربه کردند. آن ها اضطراب، ترس و دلتنگي صحنه جنگ را پشت سر گذاشته و به محيط خانه شان بازگشتند. روابط جديدي شکل دادند و به يادگيري مهارت هاي کاري پرداختند.

شايد باور نکنيد امّا سيگار در صدر فهرست ترک اعتياد از نظر دشواري قرار دارد. امّا اکثر سيگاري هاي قبلي بدون هيچ کمکي (نوار يا آدامس نيکوتين، طب سوزني، هيپنوتيزم و ... ) موفق به ترک سيگار شده اند. اگر حرف مرا باور نمي کنيد در گردهمايي اجتماعي بعدي خود، بپرسيد چند نفر به اراده شخصي سيگار را ترک کرده اند. در واقع، تعداد معتادان به هروئين، کوکائين يا الکل که بدون درمان خاصي و صرفاً به اراده خود اعتيادشان راترک کرده اند حتي از کساني که به همت خود سيگارشان را ترک کرده اند نيز بيشتر است.

آمار اعتياد در جوامع مختلف متفاوت است. مثلاً در آمريکا سنين بين 18 تا 25 سال اوج دوران اعتياد به مواد مخدر و الکل است. آمارهاي سال 2002 نشان مي دهد که 22 درصد آمريکائي هاي بين 18 تا 25 سال وابستگي به مواد داشته اند در حالي که تنها 3 درصد افراد بين 55 تا 59 سال معتاد بوده اند.

اين داده ها نشان مي دهد که اغلب مردم به اعتياد خود غلبه کرده اند و اغلب آن ها نيز بدون دوره درماني خاصي به اين مهم نائل آمده اند.

البته منظور اين نيست که درمان نمي تواند مفيد باشد. امّا موفق ترين درمان ها، رويکردهاي غيرحضوري است که فرد را به تغيير خود انگيخته وامي دارد. روان شناسان در دانشگاه نيومکزيکو به سرپرستي ويليام ميلر، بيماراني که تحت درمان ترک اعتياد به الکل قرار گرفته بودند را تحت مطالعه قرار دادند.

يافته هاي آن ها نشان داد که توصيه هاي خشک پزشکي تأثير چنداني نداشته اند. پزشک نتيجه آزمايش ريه را مي بيند و به بيمار مي گويد که بايد خوردن الکل را کنار بگذاري. بسياري از بيماران در اين حالت دوباره به نوشيدن الکل روي آورده اند.

به جاي اين رويکرد، پزشک بايد مقدار الکل مصرفي توسط بيمار را بررسي کند و يک ليست کنترلي براي ارزيابي شدّت مشکل تهيه کند. سپس بايد با توافق بيمار، هدفي را براي او در نظر گيرد(معمولاً کاهش مصرف به جاي ترک کامل) همسر يا افراد خانواده نيز بايد در اين برنامه ريزي درگير شوند. سپس بايد وقت ملاقات هاي بعدي تعيين گردد تا ميزان پيشرفت کنترل شود. در ابتدا اين ملاقات ها مي تواند هر چند هفته يکبار صورت گيرد تا چنانچه سوال يا مشکلي براي بيمار وجود داشت مطرح و چاره جويي گردد.

رويکرد مؤثر بعدي، مصاحبه انگيزشي نام دارد. اين روش، تصميم گيري در مورد ترک اعتياد يا کاهش مصرف و يافتن بهترين روش انجام اين کار را بر دوش خود فرد مي گذارد. در اين روش، درمانگر سوال هاي هدفمندي مي پرسد که فرد را به واکنش فوري نسبت به اعتيادش به مصرف الکل برحسب ارزش ها و هدف هاي خود وا مي دارد. هنگامي که بيمار مقاومت کند، درمانگر با او به بحث نمي پردازد بلکه در عوض سعي مي کند علّت ترديد او در مورد تغيير را بيابد و به او اجازه دهد که خودش به نتيجه گيري مطلوب برسد: «شما گفتيد که دوست داريد روي رفتارتان کنترل داشته باشيد و از طرف ديگر حس مي کنيد وقتي الکل مصرف مي کنيد غالباً تمرکزتان را تا حدّي از دست مي دهيد و رفتارهاي غيرارادي بيشتري انجام مي دهيد. مي توانيد اين موضوع را براي من روشن تر کنيد؟»

گروه پژوهشي ميلر در ليست درمان هاي موثر براي الکليسم، به چند نکته جالب برخورد. دستورالعمل هاي خودياري از موفقيت بالايي برخوردار بودند. رويکرد «تقويت اجتماعي» که به ظرفيت فرد براي مواجهه با زندگي، خصوصاً روابط زناشوئي، روابط کاري، برنامه ريزي اوقات فراغت و تشکيل گروه هاي اجتماعي مي پردازد نيز موفقيت زيادي داشتند. تمرکز اصلي رويکردهاي موفق در درمان الکليسم بر ايجاد مهارت هاي زندگي، مانند مقاومت در برابر مصرف مواد الکلي، فرونشاندن استرس (در محيط کار و روابط فردي) و توسعه مهارت هاي ارتباطي است. اين يافته ها با آنچه ما درباره تغيير در ساير زمينه هاي زندگي مي دانيم مطابقت دارد: مردم هنگامي تغيير مي کنند که واقعاً خواهان آن باشند و خود را به قدر کافي براي رودررويي با اين چالش قوي حس کنند، نه هنگامي که تحقير شوند يا مجبور گردند. رويکردي که به فرد اختيار مي دهد و به تقويت مثبت او مي پردازد بر رويکردي که به اراده و نفوذ خود فرد کمتر اهميت مي دهد ترجيح دارد.

درباره روانشناسی , اعتیاد ,
حمید رضا عشریه بازديد : 80 پنجشنبه 25 خرداد 1391 زمان : 12:4 نظرات ()
مطالب مرتبط
ارسال نظر براي اين مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبليغات
  • فروشگاه اينترنتی
  • لينک دوستان