close
تبلیغات در اینترنت
چگونه می توانم بر احساسات منفی خود غلبه کنم و از آن برای کسب موفقی بهره بگیرم
loading...

روانشناسی و فرهنگی

يكي از مهم ترين هدفهاي شما ، اگر مي خواهيد به واقع شاد و موفق باشيد ، اين است كه خود را از شر احساسات منفي خلاص كنيد . خوشبختانه اگر راه اين كار را ياد بگيريد مي توانيد اين كار را بكنيد . احساسات منفي ترس ، افسوس خوردن ، غبطه ، حسادت ، احساس حقارت و در نهايت خشم اغلب تحت تاثير چهار عامل…

چگونه می توانم بر احساسات منفی خود غلبه کنم و از آن برای کسب موفقی بهره بگیرم

يكي از مهم ترين هدفهاي شما ، اگر مي خواهيد به واقع شاد و موفق باشيد ، اين است كه خود را از شر احساسات منفي خلاص كنيد . خوشبختانه اگر راه اين كار را ياد بگيريد مي توانيد اين كار را بكنيد .

احساسات منفي ترس ، افسوس خوردن ، غبطه ، حسادت ، احساس حقارت و در نهايت خشم اغلب تحت تاثير چهار عامل صورت خارجي پيدا مي كند . وقتي اين عوامل را شناسايي و آنها را از انديشه خود حذف مي كنيد . احساسات منفي خود به خود متوقف مي شوند . وقتي احساسات منفي متوقف مي شوند احساسات مثبت عشق ، آرامش ، شادي و اشتياق جاي آنها را پر مي كنند و همه زندگي تان تغيير مي كند ، كه گاه اين اتفاق كمتر از چند دقيقه يا حتي چند ثانيه وقت مي گيرد .

 

توجيه نكنيد

اولين ريشه مسبب احساسات منفي ، توجيه كردن است . تا حدي خود و ديگران را توجيه كنيد كه حق داريد حال به هر دليلي عصباني باقي بمانيد با اين احساس منفي دمخور خواهيد بود . به همين دليل است كه اشخاص عصباني پيوسته مي خواهند با ذكر دليل ثابت كنند كه حق دارند عصباني باشند .

براي مثال ، ممكن است كسي تحت تاثير شرايط بد اقتصاد بي كار شود . اما شخص بي كار شده از تصميم رئيسش ناراضي است بعد مي خواهد با ذكر دليل بگويد كه رئيسش تصميم منصفانه اي نگرفته است . حتي ممكن است بخواهد او را تعقيب قانوني بكند تا اقدامي از روي تلافي انجام داده باشد .

اما به محض آنكه بگويد (بسيارخوب ، من بي كار شدم . اين اتفاقات زياد مي افتند . موضوع شخصي در كار نيست . هميشه كساني شغلشان را از دست مي دهند . فكر مي كنم بهتر است دست به كار شوم و شغل ديگري پيدا كنم . ) احساسات منفي اش از بين مي رود ، آرام مي شود و با توجه زياد تلاش مي كند تا مجددا" به بازار كار برگردد . به محض آنكه توجيه كردن را كنار مي گذارد به شخص مثبت تر و موثرتري تبديل مي شود .

 

توجيه نكنيد و دليل نياوريد

دومين مسبب احساسات منفي ، دليل آوردن است . وقتي شما توجيه مي كنيد مي خواهيد دلايل جامعه پسندي براي يك اقدام ضد اجتماعي ارائه دهيد .

براي اينكه كارتان را توجيه كنيد دليل مي آوريد . توضيحي مي دهيد كه به نظر موجه مي رسد و اين در حالي است كه مي دانيد در حادثه اي كه اتفاق افتاده نقش و سهم داشته ايد . اين توجيه كردن احساس منفي شما را زنده نگه مي دارد .

با توجيه كردن و دليل آوردن هميشه مي خواهيد شخص ديگر يا موقيعتي را مسبب مشكل پيش آمده معرفي كنيد . در واقع اين گونه نقش قرباني پيدا مي كنيد و شخص ديگر يا سازمان ديگري را ظالم و بد معرفي مي كنيد .

 

به فراسوي نظرات ديگران برويد

سومين سبب احساسات منفي ، توجه داشتن بيش از اندازه به رفتار ديگران در قبال شماست . تصوير ذهني بعضيها را صرفا" طرز صحبت ديگران و يا حتي حالت نگاهشان مشخص مي سازد . اين اشخاص ارزشهاي شخصي سواي نظر ديگران براي خود قائل نيستند و اگر اين نقطه نظرهاي ديگران به هر دليل منفي باشد ، قرباني بلافاصله احساس خشم ، خجالت ، شرم ، حقارت و حتي افسردگي و نوميدي مي كند . به همين دليل است كه روانشناسان مي گويند هر كاري را كه ما مي كنيم براي آن است كه احترام ديگران را به دست آوريم و يا دست كم احترام از قبل موجود را از دست ندهيم .

 

بدانيد شخص ديگري مسئول نيست

چهارمين علت احساسات منفي كه از همه بدتر است سرزنش كردن است وقتي در همايشهايم ( درخت احساسات منفي ) را رسم مي كنم ، تنه درخت را ميل به سرزنش كردن ديگران و آنها را مقصر مسائل خود تلقي كردن نشان مي دهم . وقتي شما تنه درخت را قطع مي كنيد تمامي ميوه هاي آن و يا به عبارتي تمام احساسات منفي آن بلافاصله مي ميرند ، درست همان طور كه وقتي سيم برق درخت كريسمس را از برق بيرون مي كشيد ، تمامي چراغهاي درخت خاموش مي شوند .

حمید رضا عشریه بازديد : 99 یکشنبه 28 خرداد 1391 زمان : 10:13 نظرات ()
مطالب مرتبط
ارسال نظر براي اين مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبليغات
  • فروشگاه اينترنتی
  • لينک دوستان